کویر، تو مرا به کجاها که نمی بری؟
کویر انتهای دنیاست
کویر ابتدای دنیای دیگریست
آری کویر برزخست
برزخی که نباید در آن ماند
در کویر نه منزلی هست و نه ...
تنها آبادی آن طرف کویر است، سوی آسمان
کویر، فصل تنهایی، فصل سوختن، فصل گم شدن، فصل جستجو
و تو در جستجوی زندگی هستی که قدم در کویر گذاشته ای
زندگی در آن طرف کویر
آن طرف کویر سبکی دیگر از زندگی جریان دارد
آن طرف کویر سراسر حیات است
راهی نیست، باید از کویر گذشت
کویر، این زمستان فصلهای زندگی
آری، بهار، تابستان، پائیز، زمستان و دوباره بهار
کویر فصل عاشقیست
عشق از دل کویر است که می روید و به آسمان لا یتناهی پر می کشد
عشق در سرزمین تنهایی می روید
و کویر بستر مناسبیست برای روییدن عشق
کویر، تو مرا به تماشای خودم می بری
تو مرا به سفر در خویش می خوانی
تو مرا با خودم آشنا می کنی
کویر، فصلی از زندگی که در صورت جغرافیا نمایان شده
و کویر ادامه دارد
تا کجا؟
نمی دانم
نرفته ام
نمی دانم ...
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان اين راه بي نهايت
برچسبها :
کویر
نوشته شده توسط در دوشنبه 06 اردیبهشت 1389 ساعت 22:50